تبليغاتX
پسرک اینترنتی*رویـــای خیـــس

mydiva

مجید

mydiva

http://mydiva.blogfa.com

پسرک اینترنتی*رویـــای خیـــس

پسرک اینترنتی*رویـــای خیـــس

پسرک اینترنتی*رویـــای خیـــس

به سراغ من بيا،تو خودميداني که به تونياز دارم.
به سراغ من بياواشک واندوه راکه بر روي گونه ام مي لغزدراپاک کن،بيا وغبارتنهايي رااز قلبم بزداي.به سراغم بياتا در اين خانه غريب تنها نمانم ،چون خودت ميداني که درغربت جايي برايم نيست.
بعد از مرگم به گورم بیا , مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود.
اگرمن مردم دستهایم را بیرون بگذاریدتاهمه بفهمندبه آنچه میخواستم نرسیدم
اگرمن مردم مرا در تابوت سیاه رنگی بگذاریدتا همه بفهمند ناراحتم
اگرمن مردم قطعه یخی رادرتابوتم بگذاریدتا همه بفهمند به عشق یارم اشک می ریزم
اگرمن مردم چشمانم را باز بگذارید تاهمه بدانند چشم انتظار ماندم
اگرمن مردم مرا درتاریکی بگذارید تا تنهایی را حس کنم
اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني... نمي توني
دوريش را تحمل کني... نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري... نمي توني بهش
بگي چقدر بهش نياز داري ... واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن... واسه همینه که
دیونتم!

به کلبه ی کوچک من خوش امدی!

پسرک اینترنتی*رویـــای خیـــس

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

پسرک اینترنتی*رویـــای خیـــس

درباره وبلاگ



لينک دوستان


آمار و امکانات



تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما
بهار وکلاف رنگي سرنوش
موضوع: افکار پریشان من

سرنوشت ما آدما يه کلاف رنگيه!!!!!
از همه رنگ .رنگش بسته به خود ما و اعمال ماست. چند تا فرشته ي مهربون اون بالا نشستند و با هر قدم ما و با هر حرکت ما مي بافند و ميبافند.
تا زندگي ما ميشود يک کلاف هزار رنگ.راستي کلاف دل تو چه رنگيه؟؟؟
کلاف زندگي بعضيا درست مثل خودشون مثل اعمالشون يک دست سفيد و پر از رنگهاي روشن.
شايد کلاف با دلشون ارتباط داره واما کلاف زندگي بعضيا هم سياه سياه.پر از رنگهاي تيره پر از اعمال نادرست که کلافشان را تيره و تيره تر ميکند.
 
هميشه ميشنويم که اي کاش سرنوشتاز سر مي نوشت.
زندگي دوباره دارد رنگ ميگيرد و دنيا دارد دوباره سبز ميشود .خدا دوباره دارد براي طبيعت گل ميفرستد و دوباره جهان جاني تازه ميگيرد.اين روزها همه ما ميتوانيم با بهار رنگين شويم.کاري کنيم که بافنده  هاي مهربان به امر خدا  کلاف اعمال  و سرنوشت و زندگي ما رو دوباره از نو ببافند. تا دوباره مثل طبيعت جان بگيريم تازه شويم و با نسيم  بهاري همسو شويم.
يلدا آمدو رفت و پسرک گل فروش کنار جاده ايستاده با دست گل هاي تازه.با يک گل از همين حالا از همين جا سرنوشتت را دوباره بباف .يادت باشه که تو کمتر از گلي نيستي که سرش را از زير اين همه خاک بالا ميآورد. تو هم امتحان کن.

تايستان تب کرد و بيمار شد پاييز از غم او رنگش پريد وزمستان از درد او پر شد ولي بهار باز هم جواني ميکند......



|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 | نوشته شده توسط مجید
چه كسي ميداند؟
موضوع: عاشقانه ها


چه كسي ميداند؟! پر زيباي قناري كه به پرواز نرفت!

نغمه ءغمزده اي

كه از نفس درد به آواز نرفت!

چه گناهي بود است،چه گناهي هست و چه گناه خواهد بود!

اين كلاغي آزاد

آن پرستو آزاد

قرقي و كركس و شاهين و عقاب

هدهد و لك لك و درنا و كبوتر آزاد

پس چرا مرغك عشق در قفسي زنجير است؟!


سهم او از نفس تازه و پرواز چقدر كمتر از اين مرغان است؟!

چه كسي ميداند؟



|+| نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 | نوشته شده توسط مجید

خـــوبيش به اينه كه بهــار كاری نداره كه تو حوصله ی اومدنشُ داری يا نداری ،

يا اين كه مث بعضی از سالهای قبل منتظرش هستی يا نه ،

كاری حتّی به كم محلّی كردنات و پس زدن هات هم نداره ...

كار خودشُ ميكنه باز ... راهِ خودشُ باز ميكنه و مدام همّه جا هی سر و صدا راه

ميندازه و سرَك ميكشه ؛ كه وانمود كُنه فقط تو يكی از غافله عقب موندی پسر !

بجُنب..............!



                                            مگه نه اينكه كه امسال سالِ گاوه ؟

 

                                         گـــــــــــــــاوهاتان شــير افشان باد




|+| نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388 | نوشته شده توسط مجید

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ