از نرسیدن ها ملول و از دیرها خسته و از انتظار بیزارم...

و تو انگار از آسمان هم بلندتر و بالاتری.

نگرانم و هر شب ٬نرسیدنت را گریه می کنم.

دلواپس می شوم وقتی که فکر می کنم نکند مرا جا بگذاری و من ثانیه

نرسیدنت را بشمارم.

کاش کمی نزدیکتر می شدی و فاصله را که خسته ام کرده٬کم می کردی.

مگذار فاصله ها بیش از این تو را گم کند و آمدنت را پیدا نکنم.

خسته ام ...

دوست دارم باران ببارد و بشوید دلتنگی مرا...